تبلیغات
یاس های آسمانی

درباره وبلاگ

    زنان و کودکان قربانیان اصلی خشونت های گروه های تروریستی در جهان میباشند
    یاس های آسمانی در تلاش است تا گوشه ای از جنایات گروهک منافقین یاهمان به
    اصطلاح سازمان مجاهدین خلق علیه زنان وكودكان بی گناه را منتشر نماید،تاشاید
    اندکی از مظلومیت این شهدا را به گوش مردم عزیزمان برسانیم وامیدواریم
    شما نیز ما را در این راه یاری كنید
    به قول زنده یاد قیصر امین پور : تنها ... یکی از نامه هایم
    بوی غریب و مبهمی می داد ... انگار از لابه لای کاغذ تا خورده ی
    نامه بوی تمام یاس های آسمانی احساس می شد


    مدیر وبلاگ :

نویسندگان

جستجو

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
------------------
امروز:

     !«مادر من یک زن خانه دار بود»

                                                   مصاحبه سرکار خانم اسکندری با شبکه 3 سیما

                                                          

به دلیل حمایت گسترده مردم از نظام از جمهوری اسلامی و نیز نفرت عمومی از سازمان تروریستی منافقین و رهبری آن، نیروهای امنیتی و انتظامی که از پشتوانه اطلاعاتی مردمی گسترده ای برخوردار بودند به سرعت توانستند بر اوضاع مسلط شوند و خانه های تیمی این سازمان را یک به یک کشف کنند. اعضا و هواداران سازمان در جوی از یأس و نفرتی که به ذهن آنان تزریق شده بود، اقدام به ترور مردم عادی  می کردند، در این برهه برای کشتن یک مغازه دار، به دست اعضای سازمان، کافی بود که او عکس امام را در مغازه اش نصب کرده باشد.

نشریه مجاهد، ارگان رسمی سازمان مجاهدین خلق در شماره 133 در صفحه 11 مقاله ای دارد با عنوان «عملیات بزرگ با امکانات محدود». در قسمتی از این مقاله می گوید: «چه بسا فرصتهای حساس و مهمی به دست بیاید و مزدوران رژیم بدون حفاظت در دسترس رزمندگان مجاهد خلق قرار بگیرند. به گونه ای که بتوان با امکانات ساده و کم و منتها با سرعت عمل، عملیات بزرگی انجام داد و به مهره های رژیم ضربات کاری وارد ساخت».

در ادامه همین مطلب، تأکید می کند که به هیچ عنوان نباید فرصت را از دست داد بلکه باید با آمادگی و قاطعیت کامل مزدوران رژیم را به سزای اعمالشان رساند، باید قاطعانه و بدون شک و شبهه وارد عمل شد و از اشتباهات و اشکالات نهراسید!

سرکار خانم معصومه اسکندری در سن 6 سالگی شاهد یکی از این عملیات های بزرگ سازمان مجاهدین خلق بودند. از ایشان می خواهیم بپرسیم که این عملیات بزرگی که منافقین به این صورت توضیح دادند و آن چیزی که ایشان شاهد بودند چه بوده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم. سال 61، چهارم شهریور ماه، روز پنجشنبه ساعت 6/30 صبح، من 6 ساله بودم آن موقع. از خواب بیدار و  وارد حیاط شدم که وضو بگیرم برای نماز، مادرم به همراه میهمانانمان که همسر دایی ام که 17 ساله بود و2ماه از ازدواجش بیشتر نمی گذشت و پسر عمه ام که 18 ساله بودو از شب قبل به منزل ما آمده بودند ، داخل ساختمان بودند. من که وارد حیاط شدم به شدت صدای کوبیدن در آمد. آنقدر ترسیدم که در را سریع باز کردم. در را که باز کردم، دو نفر داخل خانه شدند و من را به گوشه حیاط پرت کردند.

 قیافه شان را توانستید ببینید؟

 آن چیزی که در ذهن من مانده است، قیافه خیلی کاملی نیست. یک قیافه مبهم اما یک چهره سوخته و خیلی سیاه بود. وارد حیاط شدند و در این فاصله که اینها در زدند و من در را باز کنم، مامان از داخل منزل روی تراس آمده بودند. وقتی اینها را دیدند، چون آن موقع ترور زیاد انجام می شد، مادرما یک زمینه قبلی داشتند و می دانستند این ها منافق هستند، شروع کردند به شعار دادن و «مرگ بر منافق» گفتند و این ها رگبار گلوله را به سمت ایشان گرفتند.

چند سال داشتند؟

مادر من آن موقع 26 ساله بودند.

اسم ایشان چه بود؟

عشرت اسکندری.

و غیر از شما چند بچه دیگر داشتند؟

سه تا خواهر و برادر دیگر داشتم. یک خواهر 4 ساله، یک برادر 2 ساله و یک برادر 7 ساله.

بعد از اینکه مادر را به رگبار بستند و شما می دیدید، بعد چه کار کردند؟

بله، در فاصله ای که فکر می کنم اینها هشت گلوله به ایشان زدند، تا لحظه آخری که  جان داشت و روی پا ایستاده بود مرگ بر منافق می گفت که بعد روی زمین افتاد. بعد از اینکه در مقابل چشمان من روی زمین  افتادند، خواهر کوچک من که با هراس کنار مادر دویده بودبه سمت اوهم  شلیک کردند که یک گلوله  هم به پهلوی راست او اصابت کرد.

خواهر چند ساله؟

4 ساله. بعد وارد منزل شدند. پسر عمه من و همسر دایی در آشپزخانه مشغول خوردن صبحانه بودند. از سر و صدا بلند شده بودند که منافقین وارد شدند و آنها را به گلوله بستند و هر دوی آنها هم شهید شدند.

یعنی هم زن دایی شما که یک دختر خانم تازه عروس 17 ساله بود و هم پسر عمه 18 ساله شما که می خواستند به سربازی بروند.

بله.

شما فکر می کنید این تعابیری که «عملیات بزرگ» و به تعبیری که اینها به کار بردند ، «مزدوران رژیم» را باید با قاطعیت به سزای اعمالشان رساند ، مادر شما یک مادر 26 ساله و جوان؛ به نظر شما چه کرده بود که سزای اعمال او این بود یا آن تازه عروس 17 ساله چه کرده بود که به تعبیر سازمان مجاهدین خلق به سزای اعمالش رسید یا کسانی شبیه اینها؟

مادر من یک زن خانه دار بود، یعنی نه شغلی داشت و نه حتی کار سیاسی انجام داده بود. هیچ کاری نکرده بود. 4 تا بچه داشت، در خانه، بچه های خود را بزرگ می کرد و دنبال تربیت بچه هایش بود. همسر دایی من هم اصلاً در شهرستان زندگی می کردند، در یکی از روستاهای فیروزکوه برای پا گشا و مهمانی به تهران آمده بودند فقط. من نمی دانم، مزدور از نظر اینها یعنی چه؟

 خیلی از جوانان هستند که در این موقعیت اصلاً نشنیده اند این حرف ها را، اگر بخواهید در خصوص احساستان نسبت به این چنین سازمانی که بعضی از جوانان مملکت را جذب خودش کرد و آنها را تا این حد جنایتکار بار آورد، یکی دو جمله بگویید چه می گویید؟

واقعیت این است که این چیزی که الان هست، این ظاهری که الان اینها دارند، ظاهری هست که باطنش چیز دیگری است. یعنی آن جنایت هایی که کردند و آن کارهایی که انجام دادند، حالا نه تنها مادر من که یک زن خانه دار بود، خیلی های دیگر، یک آدم عادی که در مغازه اش، یعنی اینها به راحتی آدم می کشند. آدم کشتن برای آنها هیچ سختی ای نداشت و با افتخار از این مسئله حرف می زدند، تازه نه آدمی که دفاع از خودش کند یا حتی کاری انجام داده باشد و جرمی انجام داده باشد . جوانان امروز، من فکر می کنم اگر یک مقدار که البته شاید ما خودمان باید این کار را بکنیم، برگردیم و این اتفاقاتی را که افتاده است این کارهایی که انجام دادند را برای آنها بگوییم و بفهمند و مطمئناً همان احساسی را که ما داریم نسبت به آنها، نسبت به منافقینی که این جنایت ها را کردند، مطمئناً اگر احساساتشان از ما شدیدتر نباشد، از ما کمتر نیست.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

به گزارش سایت دیپلماسی ایرانی
به رغم فشارهای بیرونی
دولت عراق در اخراج منافقین جدی است
حسن دانایی فر، سفیر ایران در عراق، در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است دولت عراق در اخراج منافقین از خاک این کشور مصمم است و در پی اعمال حاکمیت خود بر همه خاک عراق است.

دیپلماسی ایرانی: داستان خروج منافقین از عراق،‌ بعد از ماه ها کش و قوس، ‌وارد مرحله اجرایی شده است. در این مرحله ابتدا چهارصد نفر از اعضای این گروهک به پایگاه لیبرتی منتقل شده اند تا در گفت و گو با نمایندگان کمیساریای عالی پناهندگان و دیگر سازمان های بین المللی، در مورد‌ آن ها تصمیم گیری شود. به طور کلی دولت عراق بر خروج منافقین از کشور اصرار دارد ولی عوامل بازدارنده داخلی و خارجی بسیاری نیز وجود دارد که باعث می شود دولت عراق نتواند به این خواسته خود جامه عمل بپوشاند. فشارهای امریکا برای بقای آنها در عراق، عدم تمایل کشورهای خارجی برای میزبانی از آنها و همکاری برخی کشورهای عربی با منافقین از جمله این عوامل محسوب می شود. در همین حال اخباری مبنی بر مقاومت برخی سران این گروهک در پادگان اشرف به گوش می رسد. دیپلماسی ایرانی،‌ آخرین تحولات مربوط به این مسئله را در گفت و گو با حسن دانایی فر، سفیر ایران در عراق بررسی کرده است:

 

انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق، منافقین، از پادگان اشرف به پایگاه لیبرتی در ماهیت امر چه تفاوتی ایجاد می کند؟ به هر حال پایگاه لیبرتی هم جزئی از خاک عراق است.

 

طبق توافقی که میان دولت عراق و سازمان ملل در رابطه با این گروهگ تروریستی صورت گرفته، ‌محلی مورد نیاز بود که کمیساریای عالی پناهندگان و افرادی از طرف سازمان ملل بتوانند با افراد و اشخاص عضو این گروهک مستقیما صحبت کنند و بنا بر این صحبت ها درخواست این افراد که برخی خواهان بازگشت به ایران هستند، برخی می خواهند به اروپا بروند و یا هر جای دیگر، مورد توجه قرار گیرد.

 

در پادگان اشرف این امکان برای ناظران بین المللی و نمایندگان سازمان های بین المللی فراهم نبود. چون سازمان مانع از این کار می شد. حالا با انتقال این افراد به پایگاه لیبرتی، نمایندگان سازمان های بین المللی می توانند با این افراد صحبت کنند و بعد از گفت و گو در مورد این که تمایل دارند در کدام کشور زندگی کنند، درباره این که به کدام کشور منتقل شوند، تصمیم گیری کنند. در اصل پایگاه لیبرتی یک نقطه رابطه مستقیم با افراد و ترانزیت آن ها است.

 

مقاومتی که سازمان مجاهدین خلق ـ منافقین ـ در پادگان اشرف دارد،‌ در نهایت مانع خروج این گروهک از عراق نمی شود؟

 

دولت عراق به دنبال اعمال حاکمیت خود بر تمام نقاط کشور است. پادگان اشرف یکی از نقاطی است که به علت این که اجازه دسترسی به آن را به دولت عراق نمی دهند، به نوعی حاکمیت عراق در آن جا اعمال نمی شود. یکی از دلایلی که عراق اصرار دارد این پادگان بسته شود، همین اعمال حاکمیت است. نکته دوم این است که دولت عراق این گروهک را یک گروهک تروریستی می داند و به این دلیل و ملاحظاتی که در قانون اساسی عراق به صراحت آمده،‌ اصرار دارد که اعضای این گروهک خاک عراق را ترک کنند. چون هیچ گونه اسناد مثبته ای دال بر این که این گروهک قبلا با هماهنگی حتی وزارت کشور زمان صدام وارد عراق شده باشند، وجود ندارد؛ هیچ گونه پناهندگی و یا شبه پناهندگی به آن ها اعطا نشده است و حضور آن ها در عراق غیر قانونی است.

 

لذا از نظر دولت عراق اولا این ها اعضای یک گروهک تروریستی اند و ثانیا حضور آن ها در عراق غیر قانونی است زیرا هیچ گونه ادله مثبته‌ای در مورد اعطای پناهندگی به آن ها وجود ندارد و ثانیا اعمال حاکمیت توسط دولت عراق با مقاومت برخی از سران این گروه با مشکل مواجه است. لذا دولت عراق به دنبال این است که این گروهک عراق را ترک کند.

 

یکی از نماینده های مجلس عراق طی روزهای گذشته گفته بود که دولت عراق برای اخراج منافقین مصمم نیست. به نظر شما آیا این حرف زمینه واقعی در عراق دارد؟

 

نمی دانم؛ این بحثی است که باید از خود آن نماینده پرسید. چون عراق کشوری است که در آن نمایندگان صحبت های متفاوتی می کنند. در مقابل هم نمایندگانی وجود دارند که اصرار دارند هر چه زودتر اعضای این گروهک خاک این کشور را ترک کنند.

 

من مصاحبه های قبلی شما را درباره این موضوع خوانده ام. شما اشاره کرده بودید که دولت عراق معذوریت های منطقی ای دارد و ما باید این معذوریت ها را درک کنیم. منظور شما از این معذوریت های منطقی چیست؟

 

به یاد نمی آورم به این صورت گفته باشم. اما عرض کردم که دولت عراق به همان سه دلیل مخالف ادامه حضور این گروهک در عراق است. اما فشارهای بین المللی غیر منطقی ای بر دولت عراق وارد می شود. دولت عراق وارد این مسیر ( اخراج منافقین) شده که با سازمان ملل توافقنامه امضا کرده و به طور جدی این مسئله را پیگیری می کند.

 

امریکایی ها درباره این مسئله چه نگاهی دارند؟ آیا  این فشارهای بین المللی که شما به آن اشاره کردید، به فشار امریکایی ها بر می گردد؟

 

صرفا فشار امریکایی ها نیست. اروپایی ها هم در این مسئله به دولت عراق فشار می آورند اما دولت عراق مصمم است و کار خود را انجام می دهد.

 

نظر امریکایی ها درباره خروج منافقین چیست؟

 

من دقیقا نمی دانم. ولی با توجه به مجموعه فرایند صحبت ها و رفتار ها این قدر می دانم که هم امریکایی ها و هم اروپایی ها بر این اصرار دارند که این گروهک خاک عراق را ترک نکند. اما دولت عراق به فکر اعمال حاکمیت خود است و طبق قوانین عراق این ها یک گروه تروریستی هستند. هم خواست دولت و هم خواست گروه های سیاسی این است که هر چه زودتر این گروهک خاک عراق را ترک کند. انتقال چهارصد نفر از اعضای این گروهک به پایگاه لیبرتی هم مقدمه ای برای اجرای این خواسته است و به زودی بر طبق برنامه ای که وجود دارد، باید گروه های بعدی به این ترتیب به این نقطه منتقل شوند و از آن جا برای تک تک این افراد تصمیم گیری شود.

منبع: تحریریه دیپلماسی ایرانی/


امار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • افراد حاضر در این وب

-----------------
---