تبلیغات
یاس های آسمانی

درباره وبلاگ

    زنان و کودکان قربانیان اصلی خشونت های گروه های تروریستی در جهان میباشند
    یاس های آسمانی در تلاش است تا گوشه ای از جنایات گروهک منافقین یاهمان به
    اصطلاح سازمان مجاهدین خلق علیه زنان وكودكان بی گناه را منتشر نماید،تاشاید
    اندکی از مظلومیت این شهدا را به گوش مردم عزیزمان برسانیم وامیدواریم
    شما نیز ما را در این راه یاری كنید
    به قول زنده یاد قیصر امین پور : تنها ... یکی از نامه هایم
    بوی غریب و مبهمی می داد ... انگار از لابه لای کاغذ تا خورده ی
    نامه بوی تمام یاس های آسمانی احساس می شد


    مدیر وبلاگ :

نویسندگان

جستجو

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
------------------
امروز:


درخواست پناهندگی گروهی و سازمانی از سوی سران فرقه منافقین، در واقع دغدغه اصلی رهبران آن را به نمایش می­گذارد که مهمترین دلیل آنها برای حفظ ساختار نظامی حاکم بر پادگان اشرف نیز بوده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، فرقه تروریستی مجاهدین که در پرتو حمایت‌های رژیم دیکتاتور بعث در عراق اسکان یافته و بقاء خویش را در گرو اقدامات تروریستی و ضدانسانی و در پرتو حمایت رژیم سرکوبگر صدام تعریف کرده بود، حال پس از سالیان متمادی و استمرار در ایفای چنین نقشی موجب شد تا این امر به عنوان خصیصه ذاتی فرقه تروریستی مجاهدین  قرار بگیرد، آنچنانکه فرقه مذکور، بعد از سرنگونی رژیم صدام در عراق و از دست دادن حامی دیکتاتورش که خریدار اقدامات تروریستی این فرقه بوده، در چرخشی، حیات خود را این بار در پیوند با نیروهای اشغالگر آمریکایی در عراق قرار داده و تحت حفاظت آن به حضور در اشرف ادامه داده بود.

این حمایت در حالی صورت می‌گرفت که این گروه به عنوان یک فرقه در لیست گروه‌های تروریستی وزارت خارجه ایالات متحده تعریف شده و طی سالیان متمادی، تروریست بودن آن مورد تاکید و تائید قرار گرفته است.

با این پیشینه، فرقه تروریستی مذکور، بقاء خود را در پیوند با رژیم‌های سرکوبگر و در ایفای نقش تروریستی قرار داده است. از همین رو اعلام رهبران این فرقه تروریستی مبنی بر پذیرش خروج از عراق، زمانی قابل فهم می‌شود که سران این فرقه از ماندن قطعی نیروهای آمریکایی از عراق نا امید شده­اند.

از این رو رهبران فرقه پس از ناکامی از تمام تلاش‌هایی که برای تداوم و استمرار حضور نیروهای اشغالگر در عراق صورت دادند، از جمله بحران سازی در عراق، کارشکنی و تخریب دولت قانونی عراق و تاکید بر تداوم حضور نیروهای آمریکایی برای تامین امنیتی که خود این فرقه از جمله بر هم زنندگان آن بوده و نهایتاً در مورد اخیر که مصرانه مداخله نظامی نیروهای آمریکایی در خاک عراق برای تامین امنیت پادگان اشرف را خواستار بودند.

فرقه تروریستی مجاهدین که با تفاسیری ضدهنجاری و برداشت‌های متحجرانه نسبت به همه چیز شناسایی می­شود، در مورد پناهندگی جمعی اعضاء فرقه نیز نمونه آشکار و بارزی از روش‌های ضدهنجارهای بین‌المللی را به نمایش گذاشته است، با این توضیح که رهبران فرقه تروریستی مجاهدین، پذیرش خروج از عراق را منوط به رفتن اعضای این گروه ‌به‌ یکی از کشورهای اروپایی یا آمریکا کرده­اند.

درخواست پناهندگی گروهی و سازمانی از سوی این فرقه تروریستی، در واقع دغدغه اصلی رهبران این گروهک تروریستی را به نمایش می­گذارد که مهمترین دلیل قابل ردیابی مجاهدین برای حفظ ساختار نظامی حاکم بر پادگان اشرف نیز بوده است، امری که رهبران فرقه را در استحاله اعضاء و تبدیل آنها به پیروانی مطیع و وفادار به رهبری فرقه کاملاً توانا می‌سازد. در واقع سازماندهی اعضاء در قالب یک فرقه تنها در پرتو حضور اعضاء در یک چنین پادگانی میسر می گردد.

در این موضوع، هراس رهبران فرقه از آزادی اعضاء نمود آشکاری می‌یابد، چرا که به عینه و به کرار این امر را تجربه کرده‌اند که ارتباط آزاد اعضاء با دنیای بیرون و حضور آنها در بطن جامعه و در کنار خانواده بیش از هر چیز دیوارهایی از توهم، که فرقه بر اعضاء تحمیل کرده را فرو می‌ریزد و در این صورت ساختار فرقه‌ای که تا امروز در پرتو ساختار نظامی پادگان اشرف بر اعضاء تحمیل می‌کردند در پرتو مشاهده واقعیتها از بین می‌رود.

شاهد عینی و بارز این امر مصاحبه اخیر مریم سنجابی است.

مریم سنجابی یکی از اعضای سابق منافقین که اخیراً (در اردیبهشت1390) موفق به فرار از اردوگاه اشرف شده‌ در مصاحبه با «پرس تی وی» گفت: در اردوگاه اشرف همچنان قوانین خشک نظامی وجود دارد و همه این قوانین موجود در اشرف تحت تاثیر ایدئولوژی فرقه‌ای خاص آن است. همه افرادی که در کمپ اشرف حضور دارند، از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود محروم هستند و همه باید اطاعت اجباری از رهبریت آن را داشته باشند.

در مدتی که از اشرف خارج شده‌ام احساس می‌کنم وارد دنیای جدیدی شدم که حداقل می‌توانم آزادی را حس کنم و می‌توانم برای خودم تصمیم بگیرم. کسی مرا وادار به انجام کارهای اجباری نمی‌کند، می‌توانم با انسان‌ها و افکار آن‌ها در تمام دنیا در تماس باشم. از امکان تلفن، اینترنت، روزنامه و تلویزیون برخوردار هستم و اکنون از همه آن حقوقی که همه انسان‌های ساکن در اشرف از آن محروم هستند، برخوردارم.

مهمترین چیزی که اکنون از همه این‌ها برایم باارزش‌تر است، آزادی اندیشه است. دیگر کسی با افکار من کاری ندارد و من آزاد هستم و می‌توانم افکار و عقاید خود را داشته باشم.

مهمترین پیامی که می‌توانم به دوستان خودم، به جوانان ایرانی و جوانانی که در خارج از کشور هستند بدهم این است که، قبل از اینکه برای زندگی خود تصمیم بگیرند، قبل از اینکه بخواهند به سازمانی بپیوندند، قبل از اینکه راه و مسیر زندگی خود را انتخاب کنند، بهتر است حتماً تا آنجا که ممکن است مطالعه کنند، فکر کنند تا اسیر گروه‌هایی که فرقه‌ای هستند و افکار فرقه‌گرایانه و استالینیستی دارند، نشوند. حتماً مطالعه کنند؛ حتماً کمک بگیرند؛ حتماً مشاوره بگیرند.

زندگی چیز با ارزشی است که به سختی به دست می‌آید، در واقع انسان یک بار به دنیا می‌آید و یک بار هم از دنیا می‌رود و هر کسی که می‌خواهد تصمیم مهمی در زندگیش بگیرد، حتماً با فکر و ایده‌های مشخصی باشد.

من فکر می‌کنم تنها مساله باارزش در دنیا، آزادی اندیشه است و هر کسی باید بتواند شخصیت خود و مرام انسانی خود را حفظ کند، بنابراین مهم است که هر انسانی در چه راهی قدم می‌گذارد.

بنابراین اینگونه می‌توان نتیجه گرفت که تنها در صورت نجات دادن اعضاء از ساختار فرقه‌ای حاکم بر سازمان است که می‌توان اعضاء را از چنبره این فرقه آزاد ساخت و این دقیقاً همان کاری است که هر گروه و یا سازمانی که ادعای اقدامی بشر دوستانه دارد و یا درصدد مبارزه‌ای اصولی با تروریسم می‌باشد، باید در پیش بگیرد.

از این رو دغدغه آزادسازی اعضاء باید در اولویت برنامه‌ها و اقدامات سازمانهای مدافع حقوق بشری قرار بگیرد.


امار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • افراد حاضر در این وب

-----------------
---